اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

38

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

نرفته بود جبرئيل كه بر اسب جوان ماده اى سوار بود به دريا زد و فرعون را نيز اسب درازدم او كه در پى ماده اسب جبرئيل مىرفت به دريا راند ، لشكريان فرعون هم در پى او به دريا ريختند و فرعون [ 1 ] و همه يارانش غرق شدند و دريا بر آنها بهم آمد و موسى در بيابان ( تيه ) پياده گشت . بنى اسرائيل در رفتن به زمين مقدس موسى را بشتاب مىگرفتند . پس خدا به موسى وحى فرمود : » انها محرمة عليهم اربعين سنة « [ 2 ] چهل سال ارض مقدس بر آنها حرام است . ناچار در بيابان اقامت نمودند و كار تشنگى بر آنها دشوار گرديد پس خدا به موسى وحى كرد تا عصاى خود را بر سنگ زند موسى خشمگين برخاست و عصا را به سنگ زد * ( فانفجرت منه اثنتا عشرة عينا ) * [ 3 ] و دوازده چشمه از آن جوشيدن گرفت هر سبطى را چشمه اى كه از آن سيراب مىشدند . خدا به موسى وحى كرد پيش از آنكه مرا تقديس گوئى عصا را به سنگ زدى و نام مرا نبردى تو نيز از تيه بيرون نمىروى ، و او را فرمود كه » قبة الزمان « را در تيه [ 4 ] بسازد و هيكل را در آن قرار دهد و تابوت سكينه را در هيكل گذارد و هارون كاهن هيكل باشد كه جز او كسى بدرونش نرود . پس رشته هاى زنان بنى اسرائيل را جمعآورى كرد تا بافته شد و زيورها را نيز هر چه بود از آنها گرفت [ 5 ] و خيمه اى بر -

--> [ 1 ] گويند فرعونى كه موسى و هارون براى دعوت و ارشادش مبعوث شدند منفتاح ( مينپتاح ) پسر و جانشين رامسيس دوم بود و چون در روزگار او ( 1224 - 1232 ) بنى اسرائيل همراه موسى از مصر بيرون رفته‌اند در كتب بنى اسرائيل فرعون خروج ناميده شده ، و او بود كه خدا خود و لشكريانش را در درياى سرخ غرق نمود و بدنش را براى عبرت ديگران بكنار دريا انداخت ( تاريخ مصر قديم - قاموس كتاب مقدس - فرهنگ قصص قرآن ) . [ 2 ] س 5 ى 26 . [ 3 ] س 2 ى 60 . [ 4 ] تيه : بيابانى كه بنى اسرائيل پس از خروج از مصر چهل سال در آن بماندند ميان سرزمين ايله و مصر و درياى قلزم و كوههاى سرات از سرزمين شام است ( فرهنگ قصص قرآن ) . [ 5 ] سفر خروج ب 25 ى 3 - 7 : و اين است هدايا كه از ايشان مىگيريد طلا و نقره و برنج . و لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك و پشم بز . و پوست قوچ سرخ شده و پوست خز و چوب شطيم . و روغن براى چراغها و ادويه براى روغن مسح و براى بخور معطر . و سنگهاى عقيق و سنگهاى مرصعى براى ايفود و سينه بند .